Sheedgraphic



بازگشت صفحه اصلی اخبار
    سال :      ماه :  
تاریخ انتشار: 22/05/1399
15: 31  : ساعت
 نوع مطلب : خبر

برای 1150 مین سالگرد ابو نصر الفارابی
از مشكلات به سعادت
 
      1070  سال از درگذشت ابونصر محمد بن محمد بن اوزلاق بن طارخان الفارابی (870 / 872-950) ، متفکر بزرگ قرون وسطا، دانشمند دانشنامه، نماینده برجسته علم جهان مسلمان می گذرد. در عین حال ، هنوز ایده ها و آثار وی اهمیت خود را از دست نداده است.
    نام فارابی تقریباً 11 قرن است که ذهن انسان را برانگیخته است. چه چیزی علاقه ماندگار محققان کشورهای مختلف به زندگی و کار وی را توضیح می دهد؟ راز ماندگاری افکار بیان شده چیست؟
    احتمالاً در جهانی بودن ارزشهایی که خود او راهنمایی کرده و از طریق نوشته‌های خود آنها را ترویج می داد  ... اینها آرمانهای جهانی از نیکی ، عدالت ، هارمونی ، صلح ، روشنگری و همچنین تلاش برای پاسخ به سؤالات جاودانه از جمله معنای هستی هستند. ایده ای از دولت و جامعه به گونه ای که هر یک از اعضای آن بتوانند سعادت خود را در آن پیدا کنند ...
    به دلیل دوری از زمان ، اطلاعات موثق زیادی در مورد زندگی فارابی نداریم. اطلاعاتی که تا به امروز رسیده است، اغلب متناقض است و در افسانه ها و اسطوره ها قرار دارد. شاید این به آن دلیل باشد که اولا، خود دانشمند توضیحی از مسیر خود باقی نگذاشته و ثانیا، او در دوران بسیار سختی ، هنگامی که یک مبارزات شدید سیاسی و عقیدتی در جامعه بین نمایندگان گروه ها و گرایش های مختلف در حال آشکار شدن بود، زندگی می کرد.
    نام فارابی از قرن یازدهم در آثار دانشمندان و کتاب شناسان قرون وسطایی همچون ابن سینا (980-1037) ، بیخاکی (994-1066) ، کیفی (1172-1248) ، ابن ابو وسبیا (1203-1270) ، ابن خلیکان (1211-1282) و دیگران ذکر شده است.
      از آنجا که از این نتیجه گرفته می شود ، ما هیچ مدرکی درباره معاصران خود فارابی نداریم. بنابراین ، برخلاف سایر نمایندگان علوم قرون وسطایی قرون وسطایی ، نام او برای مدت طولانی در سایه ها ماند و خیلی دیر به رسمیت شناخته شد.
    همان طور که مشخس شد، ما هیچ مدرکی درباره معاصران خود فارابی نداریم. بنابراین، برخلاف سایر نمایندگان علوم قرون وسطایی نام او برای مدت طولانی در سایه ها ماند و خیلی دیر به رسمیت شناخته شد.
     نخستین ترجمه های آثار این دانشمند توسط دومینیک گوندیسالینوس (lat.Dominicus Gundissalinus ، 1115-1190) و گرارد کرمونسکی (Gerardus Cremona lat.Gerhardus Cremonensis ، 1114-1187) انجام شده ، مربوط به قرن دوازدهم است. در اروپا و روسیه  فارابی از طریق ترجمه های لاتین و عبری، تحت عنوان "Avennasar" ، "Farabi" ، "Aviasaf و "Aviyeshe" فقط در قرن پانزدهم معروف می شود.
   تعداد دقیق آثار ایجاد شده توسط فارابی نیز مشخص نیست. محققان حدود 80 تا 200 آثار را نشان می دهند. بیشتر آنها به دلایل فنی خفظ نشده اند. برخی رساله ها تا به امروز تنها در تفسیر نمایندگان علوم نسل های بعدی و یا ترجمه به زبان های مختلف رسیده اند (از ترجمه به لاتین و عبری، ترجمه های بعدی به زبان های جدید اروپایی انجام شده است).
    اعتقاد بر این است که در حال حاضر آثار الفارابی در قالب نسخه های خطی اصلی و همچنین ترجمه ها در انبارها، کتابخانه ها، موزه ها و آرشیو های جهان (به ویژه در هلند، آلمان، فرانسه، اسپانیا، واتیکان، ایران، ترکیه، کشورهای عربی) ذخیره می شود. ... بیش از نیمی از آثار این محقق به عنوان انتشارات دانشگاهی به زبان اصلی (عربی) در لیدن ، حیدرآباد ، قاهره و بیروت منتشر شده است.
   ما معتقدیم هنگام مطالعه کار فارابی باید به مسئله مولفی نیز توجه شود. آثار دیگران را به ابونصر منسوب می کردند، در حالی که بخشی از آفرینش های خود به نام های دیگر شهرت پیدا کرد که این روند نسبتاً متداول در قرون وسطی بود. همچنین این نکته را باید در نظر بگیرید که دانشمندان اغلب هنگام نوشتن، از یک روش اصطلاحاً نقشه برداری استفاده می کردند ، هنگامی که مقاله ای "از بسیاری از قسمت های جداگانه ، عناصر وصله ای تشکیل شده است، که اصولاً امکان جدا شدن و اتصال جدید آنها را فراهم می کرد." متأسفانه ، این اغلب منجر به از بین رفتن خود اثر، که متشکل از صفحات پراکنده یا ظاهراً چندین اثر تحت نام های مختلف ، با محتوای بسیار مشابه می شد. این امکان وجود دارد که نمایندگان نسل های بعدی خود پردازش مواد موجود را انجام داده و صفحات مختلف را به ترکیب های جداگانه مونتاژ کرده اند. متخصصانی که از نزدیک با کار فارابی آشنا هستند ، می توانند پاراگرافهای کاملی از یک متن تقریباً یکسان را پیدا کنند که در رساله های مختلف وی تکرار می شود. این موضوع مستلزم مطالعه دقیق است و منتظر محقق آن است.
    ماهیت خارق العاده زندگی فارابی نیز با این واقعیت توضیح داده می شود که این دانشمند نوعی پیشگام در بسیاری از زمینه های دانش در تمدن نوظهور مسلمان بود. این شخصیت ها اولین انتقاد و رد را به خود گرفتند ، زیرا درهمه زمان ها هر چیز جدیدی طرد می شود. نمونه فارابی نیز از این قاعده مستثنا نبود.
    همانطور که ﻣﺴﺘﺤﻀﺮ ﻫﺴﺘﯿﺪ دانش و علوم در خلافت عرب به محلی یا "کاملاً عربی" (فلسفه عربی، علوم اسلامی) و بیگانه یا "خارجی" (قرض گرفته شده) تقسیم شده است. دومی که شامل پزشکی، ریاضیات، نجوم، شیمی، منطق، فلسفه و غیره بود، با دستاوردهای فرهنگهای یونان ، روم ، هندی و ایرانی همراه بود.
    فارابی با روحیه دائر المعارف که در آن زمان بیشتر گسترش یافته بود، به مطالعه این همه علوم می پردازد و توجه ویژه ای به فلسفه و منطق می کند. بدیهی است که وی با مترجمان و دانشمندانی که در "خانه خرد" کار می کردند، در جلسات علمی حضور یافت. لازم به ذکر است که در آن زمان در جامعه تقابل بین نمایندگان علوم محلی و بیگانه رخ داده است. نمونه ای از این اختلافات مشهور بین منطق دهندگان و دستور زبان ها است که به احتمال زیاد الفارابی در آن حضور داشت. به طور رسمی، این اختلاف در پیروزی برای دستور زبان ها به پایان رسید. اما، به نظر ما، این وضعیت از نقطه نظر رسمی بود زیرا عربها نمی توانند اجازه پیروزی منطق "بیگانه" و "خارجی" در سرزمین خود را بدهند. واکنش این دانشمند به این اختلاف "کتاب الحروف" وی بود.
    فارابی تولد یک علم کیفی جدید را در خلافت نشان داد. امروزه دانشمندان آن را "مکتب الفارابی" یا دوران "الفارابی" می نامند و آن را به عنوان یکی از پربارترین دوره های تاریخ رشد اندیشه اسلامی قرون وسطایی توصیف می کنند. فارابی متعلق به نسلی است که در سرچشمه شکل گیری فلسفه عرب زبان - "فلسفی" (قرن VII-X) ایستاده است. بنابراین، او به طور شایسته یکی از بنیانگذاران آن به حساب می آید. قبل از او  فقط دانشمند عرب الكندی (801-873) عمدتاً درگیر فلسفه بود  كه نخستین بار به آثار ارسطو روی آورد و مسیر پیرامونیسم را در شرق مسلمانان بنیان نهاد (گرچه نویسنده مشهور قرون وسطایی الجحیز نیز دارای اعتبار فلسفه است).
    این دو شخصیت بودند که با کار خستگی ناپذیر خود راه را برای نمایندگان علوم نسل های بعدی سده های یازدهم الی پانزدهم (التوحیدی، ابو سلیمان ال سیجیستانی، ابن سینا، ابن بدجا، الغزالی، ابن طوفیل، ابن رشد، ابن خلدون و غیره) هموار کردند... اهمیت آنها در این واقعیت نهفته است که آنها در مورد پایداری فکری تحقیق کرده و به جنبه های اخلاقی دانش توجه ویژه ای داشته اند. همچنین فارابی به عنوان نخستین منطق اسلامی  بنیانگذار مکتب بغداد این علم شناخته می شود.
    آشنایی با دستاوردهای تمدنهای دیگر، ترجمه آنها به عربی و ایجاد علم خود به زبان عرب زبان بر اساس آنها نیازمند تلاشهای فراوانی بود. این روند پیچیده و سخت مربوط به اوضاع سیاسی دولت بود. الفارابی در مطالعه و تفسیر میراث اندیشمندان باستان، توسعه اصطلاحات علمی به زبان عربی در طیف گسترده ای از مناطق، نقش فعالی دارد. علاوه بر این، او زحمات زیادی را کشید چون کوشش فراوانی لازم بود تا تمام این مواد خارجی ریشه در خاک جدید می گیرد و به زبان عربی تفسیری دریافت می کند.
     الفارابی از تجربیات سایر افراد به نفع تمدن مسلمان استفاده می کند. در عین حال، بر خلاف نویسندگان باستان، این دانشمند وجود خدا را به رسمیت می شناخت. در فلسفه او، فیزیک و متافیزیک بسیار به هم نزدیک هستند. در برابر پیش زمینه اختلافات در مورد ایجاد و عدم استفاده از قرآن، درباره اراده آزاد و مقدمات بین خوارج ، قاداریان، جابریت ها، مورجییتس، معتزله، از یک سو و همچنین بحث و گفتگو میان نمایندگان اسلام و عقاید دیگر، از طرف دیگر وی به سمت مطالعه علمی جوهر الهی روی می آورد. خالق و ویژگیهای او. این با آزادی در خلافت تسهیل می شود، که باعث می شد کلامی در آن زمان برای بحث باز شود. پس از درگذشت فارابی، تقریباً یک قرن بعد، این اوضاع به شدت تغییر کرده و الهیات شخصیتی جزمی تر به خود می گیرند. این دانشمند در عصری زندگی می کرد که ظهور کلام و معتزله گرایی مشاهده شد. فارابی، به عنوان نماینده برجسته این روند رساله معروف خود "در مورد هوش" را خلق می کند.
    دانشمندان مدرن خاطرنشان می کنند که این فارابی است که سنت را بنا می کند و براساس آن علم به عنوان نقطه شروع برای درک دین عمل می کند ، و این به یک موضوع مطالعه علم خاص تبدیل می شود.
الفارابی بعنوان یکی از اولینها در شرق ، در کار خود "درباره طبقه بندی علوم" ، سعی در ساماندهی دانش موجود در خلافت دارد. محققان فارابی و تقدم را در اثبات مفهوم خلاء نسبت می دهند.
    کتاب بزرگ موسیقی وی همچنین یکی از نخستین تلاشهای جهان برای گرد هم آوردن جنبه های نظری و عملی علم موسیقی را ارائه می دهد. به نظر می رسد این اوضاء در شرایطی که تعصب به موسیقی وجود داشته باشد بسیار جسورانه است. همانطور که می دانید در سده های اول اسلام عموما ممنوع بود. تنها بعداً، در دوره عباسیان تحت تأثیر فرهنگهای دیگر موسیقی بیشتر نفوذ کرد، هم به زندگی کاخ و هم در میان عوام گسترش یافت. امروزه محققان خاطرنشان می كنند كه كسی در كامل بودن مطالب ارائه شده در "كتاب بزرگ موسیقی" از فارابی پیشی نگرفته است.
     خانم داوکیوا، محقق قزاقستان پس از تجزیه و تحلیل دقیق "کتاب بزرگ موسیقی" فارابی اظهار داشت که این رساله "موضوعات علم موسیقی را که عمدتا مضامین آثار فردی را نشان می دهد - گردهم می آورد و عمیقاً بررسی می کند." برای اولین بار ابزارهای خاورمیانه و آسیای میانه که در خلیفه عرب وجود داشته و به واسطه فرهنگهای موسیقی دوره های بعدی به ارث رسیده اند، با جزئیات و تفصیل شرح داده شده است، و نتیجه می گیرد که مفهوم موسیقی-نظری اصلی این فیلسوف را می توان به عنوان اولین آزمایش تاریخی در ایجاد یک تئوری منظم موسیقی در شرق میانه و نزدیک معرفی کرد. 
    فارابی با مشاهده پدیده های منفی بسیاری که در خلافت عربی رخ داده و بعداً به تجزیه عملی آن منجر شد، نتوانست ناظر خارج باشد. او به وضوح فهميد كه در اين شرايط، جامعه به ناچار با زوال و مرگ روبرو خواهد شد. او به عنوان مردی با اصول عالی و ارزشهای معنوی نتوانست اوضاع موجود را کنار بگذارد. در حالی که دیگران در تلاش بودند تا قدرت را به دست گیرند و دشمن را با زور و سلاح شکست دهند، فارابی با یک قلم و قدرت یک ذهن متفکر، قادر به ورود به رویارویی آشکار نبود، در جبهه نامرئی فعالیت های فکری با ظلم موجود مبارزه کرد ("دیدگاه ساکنان یک شهر با فضیلت"، "سیاست مدنی"، "غزلیات یک دولتمرد" و دیگران).
    و او برنده شد! وی با این واقعیت پیروز شد که قدرت از یک دست به دست دیگر ، سلسله ها ، گروه های قومی تغییر یافت ، نیروها جایگزین شدند و ایده ها و راه حل های بیان شده از سوی وی در همه زمان ها مورد تقاضا قرار گرفت: اگر می خواهید به یک دولت قوی و یک جامعه مرفه دست یابید ، راه را برای دانش مردم باز کنید ، ذهن آنها را روشن کنید و روح  را پر از نور کنید. در این صورت دانش باید با تربیت و اخلاق بالایی انجام شود و باید در جامعه نیز پرورش یابد. به گفته فارابی ، فقط رئیس شهر که از نظر روحی و جسمی سالم است ، قادر است به مردم خود در رسیدن به چنین وضعیتی کمک کند. این دانشمند در تمام آثار خود خاطرنشان می کند که عموم مردم توسط افرادی پیشرفت می کنند که دانش ویژه ای را کشف می کنند که برای توده عمومی مردم غیرقابل دسترسی است.  او دانشمندان (فیلسوفان) را با پیامبران برابر می کند  و برتری خود را نسبت به دیگران به دلیل این دانش به آنها نشان می دهد (با این تفاوت که دانشمندان این دانش را از طریق عقل درک می کنند ، در حالی که پیامبران آن را وحی می پذیرند). به نظر ما، چنین دیدگاه های فارابی گواهی بر جایگاه والای دانشمند در خلافت عرب است که با فرقه دانش که در جامعه حاکم بود همراه بود. همانطور که محققان خاطرنشان می کنند، "در سده های بعد ، جامعه اسلامی از نظر سطح پیشرفت بسیاری از علوم، فلسفه و هنر از نظر سایر مناطق جهان از نظر قابل توجهی جلوتر بود."
     دانشمندان در آن زمان از حیثیت والایی در جامعه برخوردار شدند، مردم آنها را حمایت و پشتیبانی می کردند. نویسنده مشهور قرون وسطایی الجحیز در "کتاب فصاحت" ("كتاب البلاغه") جایگاه دانشمندان را اینگونه توصیف كرده است: " هیچ کس ، حتی اشراف، نیز نمی توانند بدون این چهار چیز باشند: - كسی نمی تواند در مقابل پدر خود بایستد، كسی نمی تواند در خدمت مهمان نباشد، كسی نمی تواند مراقب اسب خود نباشد و به دانشمند احترام نگذارد. "
    زمانی که فارابی در آن زندگی و کار کرده است مربوط به دوره سلسله عباسیان است (750-1258 / 1517). تا این زمان، فتوحات خارجی اعراب با هدف گسترش اسلام متوقف شده است.
    در دوره عباسیان ، دانش ، که از منابع گوناگونی حاصل شده بود ، "موتور اصلی پیشرفت در جامعه اسلامی بود". سطح پیشرفت فرهنگی در خلافت عرب با ظهور اولین دانشگاههای جهان مشهود است: الزیتونا (قرن هشتم) ، کارائوئین (قرن IX) و الازهر (قرن X). در قرن IX (حدود 827-830) در بغداد ، در زمان سلطنت خلیفه المامون (814-834) ، اولین در نوع خود در آکادمی علوم جهان اسلام یا جامعه ای از دانشمندان - "خانه خرد" ("بیت الحکمه") ایجاد شد ، که به مرکز اصلی جنبش ترجمه تبدیل شد و در خلافت از زبانهای یونانی ، سوری ، هندی و فارسی به عربی کشف شد.
    ارزيابي هاي زير دانشمندان از مقياس آن گواهي مي دهد: «... اين يكي از مؤثرترين تلاش ها در تاريخ بشر براي جذب ميراث علمي و فلسفي شخصي ديگر بود ... ترجمه آثار علمي و فلسفي در خلافت در مقياس بسيار بزرگتري از اروپا در قرون وسطايي انجام شد ، براي بسياري گسترده تر در نظر گرفته شد. مخاطبان "روشنفکران" مسلمان و شخصیتی سکولار داشتند. " نمایندگان اقوام مختلف و اعترافات در خانه حکمت مشغول به کار بودند ، که تحقیقات بنیادی را چه در علوم انسانی و چه در علوم کاربردی انجام دادند.
    بنابراین ، می توان خاطرنشان کرد که فارابی علی رغم بحران قدرت سیاسی و جدال های شدید ایدئولوژیک در جامعه ، در دوره ای از فراز و نشیب فرهنگی و علمی بزرگ زندگی کرده است. این واقعیت های غالب تاریخی بود که به او امکان دستیابی به ارتفاعات در علم را می داد و ایده هایی را مطرح می کرد که اهمیت آنها تا به امروز از دست نمی رود.
    شهر ایده آل فارابی الگویی از یک شهر هوشمند مدرن به معنای گسترده آن است. شهری کامل در همه چیز! به عنوان یک ارگانیسم کامل ، که در آن تمام ارگانها در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر کار می کنند ، جایی که هرکدام عملکرد خود را به وضوح انجام می دهند ، و جایی که عدم موفقیت در کار یکی از آنها منجر به نقض سیستم کلی می شود. از این طریق است که یک روح سالم در یک بدن سالم شهر برقرار می شود ، یک انرژی خلاق سالم که منجر به رونق آن می شود. در چنین جامعه ای که به طور هماهنگی در حال پیشرفت است ، فرد به عنوان یک موجود اجتماعی ، خوشبختی خود را می یابد. فارابی معتقد است كه انسان برای سعادت آفریده شده است و ناگزیر باید به آن دست یابد ("در خصوص دریافت سعادت" ، "نشانگر راه سعادت").
     این دانشمند سعادت خود را در دنبال کردن علم، در دستیابی به یک عقل بالا ("فعال") یافت که به او امکان می دهد تا ذات چیزها را عمیقاً درک کند و از این طریق بالاتر از دیگران بایستد.
    ابونصر با عقاید بسیار جسورانه ای برجسته شد. وی با کنار گذاشتن نقش یک محقق درباری، سبک زندگی زهدانه را انتخاب کرد و خود را کاملاً به علم اختصاص داد. در عین حال، علم او انتزاعی نبود ، بلکه تلاشی برای ارائه پاسخ ها و راه حل های خود به مشکلات و واقعیت های موجود در جامعه بود.
    درک دنیای فارابی بسیار دشوار است. برای انجام این کار، تا حدی باید خود فارابی شوید! اما می توان به درک وی نزدیکتر شد - از طریق مطالعه آثار خود فارابی، آثار معلمان، مربیان ، پیشینیان (متفکران یونانی، الکندی، یوخانا بن خیلان، ابوبشر ماتا بن یونس، ابن السرج و غیره)، دانش آموزان و پیروان (ابوحیان در توحیدی ، ابوسلیمان السیجستانی، یحیی بن ادیه، سهراباردی، ابن بدجا، ابو الحسن الامیری، ابن سینا، ابن رشد، موسی میمونیدس و غیره)، از طریق زمان خود فارابی که پیوند بین دوران باستان و دوران مدرن می شود، به درک فارابی نزدیکتر شد.
    به عنوان مثال فارابی، ما همچنین می توانیم به روشنی شاهد تقویت مهاجران از ایران و آسیای مرکزی بدون در نظر گرفتن منشاء آنها باشیم. کمی بیشتر از یک قرن از نبرد Atlakh یا Talas (751) می گذرد ، زمانی که معلم بزرگ آینده شرق در اوتار متولد می شود. این نبرد توسعه تمدنی متعاقب منطقه آسیای میانه و قزاقستان را که در آن زمان با نامهای مختلف شناخته می شد (توران ، دشت کیپچاک ، ماورناور ، سرزمین ترکها و غیره) مشخص کرد.  نکته قابل توجه این است که در ابتدا ترکها خود را در آغوش تمدن اسلامی به عنوان نیروی جدیدی در زمینه علم و دانش اعلام کردند. معاصر الفارابی یکی دیگر از بومیان اترار بود - زبان شناس و نویسنده مشهور اسحاق الفارابی (درگذشت 951) که سهم ارزنده ای در پیشرفت زبان عربی داشت. وی در کار بنیادی خود "دیوان الادب " ("مجموعه ادبیات") سعی دارد تا مسائل مربوط به زبان و ادبیات عرب را منظم سازد و یک اصل جدید از ایجاد فرهنگ لغت را بر اساس آخرین حرف ریشه ای کلمه ارائه  دهد.  بعداً ، این اصل پایه فرهنگ لغت های دوره های بعدی را تشکیل می دهد (از جمله موارد دیگر ، توسط الجوهری در هنگام گردآوری فرهنگ لغت "الصحح" و م. کاشگری در کار خود "دیوال الغت الترک" استفاده شد).
دومین هموطن ما ، که نام او نیز با توسعه فلسفه عربی همراه است ، اسماعیل الجوهری (940-1008) ، برادرزاده ابو ابراهیم اسحاق الفارابی ، لغت نویس مشهور زبان عربی ، نویسنده اثر "الصیح" ("تاج گفتار و صحیح" کلمات از زبان عربی ") ، که یکی از اولین و اساسی ترین فرهنگهای لغات توضیحی زبان عربی دوره قرون وسطایی است، می باشد. علاوه بر این ، بخش اعظم این مطالب در فرهنگ لغات بعدی عربی تالیف شده توسط سایر اندیشمندان وارد شده است.
بنابراین ، "مردم قلم" از میان بومیان ایران و آسیای میانه پیش از ظهور "مردم شمشیر" بود.
 
ما نباید این واقعیت را فراموش کنیم که دانشمندان بی شماری که سهم بسزایی در توسعه تمدن عرب - مسلمان داشتند ، از ایران و منطقه آسیای میانه مدرن هستند. سرزمین قزاقستان به تنهایی بیش از 50 شخصیت برجسته را معرفی کرد. علاوه بر این ، هنوز هم تعداد زیادی از اسامی وجود دارند که به فراموشی سپرده شده اند و باید نسل های آینده آنها را دوباره کشف کنند.
در همه زمان ها ، بشر کوشیده است تا آرمانهای والایی داشته باشد ، نمونه هایی را برای دنبال کردن برگزیده است. انبیاء و مقدسین در مذاهب مختلف (بودا ، زرتشت ، موسی ، عیسی ، محمد) ، معلمان و مربیان (گوروس ، لاشی ، اوستاز و غیره) ، شاعران و نویسندگان ، شخصیت های برجسته عمومی و سیاسی بودند. 
فارابی نیز به این اصل پایبند بود. وی خواستار ایجاد جامعه روشنگری بود که در آن فرقه دانش حاکم شود ، همراه با ارزشها و هنجارهای اخلاقی بالا. اما اگر دنیای کنفوسیوس برای مدت طولانی وجود داشته باشد ، هنوز دنیایی که طبق اصول فارابی یا همان دوردست وجود داشته باشد ، هنوز کاملاً شکل نگرفته است. این امر مستلزم یک مطالعه عمیق تر و کامل تر از میراث دانشمند است ، آنها را در دسترس مخاطبان گسترده ای قرار دهند و آنها را در بین نسل جوان محبوب تر کنند.
 
به عنوان یک انسان شناس بزرگ ، فارابی می خواست جهان را خوشحال کند. وی یکی از نخستین متفکران جهان اسلام بود که با مطرح کردن مشکل نیاز هر فرد برای یافتن خوشبختی ، این را بالاترین هدف دانست. او از آغاز خوبی برخوردار بود که می توانست بشریت را از مرگ اجتناب ناپذیر نجات دهد. ما معتقدیم که در زمینه بحران عمیق روحانی که جهان مدرن در حال تجربه است ، اندیشه های فارابی مانند گذشته اهمیت پیدا نمی کند. الگوی مدینه فاضله که توسط وی ایجاد شده است و مفهوم اخلاقی توسعه یافته می تواند نمونه ای برای  زندگی خوبی برای امروزه باشد. به فارابی عنوان والای استاد در شرق مسلمان اعطا شد (و فرقی نمی کند چه کسی و چرا او را معلم دوم نامید - هنوز هم بین محققان کشورهای مختلف در این باره اجماع وجود ندارد) ، اما او سزاوار است که معلم همه افراد مترقی در جهان شود.
 
 
خانم تولئوبایوا سامال 
دکتر علوم فلسفه 
پروفسور کرسی شرق شناسی 
دانشگاه  ملی اوراسیا بنام ل.ن. گومیلایو 
(نور سلطان، قزاقستان)     
 


 
تجارت
فرهنگ و هنر
Copyright © 2011 , All rights reserved.
KaziranWebsite : www.kaziran.com :: www.kazinfo.ir :: Email : Info@kaziran.com
Designed and Developed By SheedGraphic Multimedia