Sheedgraphic



بازگشت صفحه اصلی دریاچه طبیعی باراوی

 

 

 

منطقه باراوی

 

آکمولین سرزمینی زیبا، غنی، کهن و با مردمی باسابقه دیرینه می باشد. این سرزمین چون عقابی افسانه ای که بال های خویش را برای پروازگشوده، دراینجا گسترده شده است. زمین حاصلخیز، رودخانه ها ودریاچه های بسیار، مراتع وسیع، معادن غنی فلزات، جنگل های پربار و فراوانی جانوران وماهی ها، ازدیرباز مرمان رابه اینجا می کشانده است.  دریاچه ها، رودخانه ها ونهرها جذابیت بی نظیری به منطقه داده اند. دریاچه های «باراویه»، «شوچیه»، «چیباچیه بزرگ»، «چیباچیه کوچک»، «زرندا» و صدهادریاچه دیگر، همچون مرواریدهای عظیم، برروی گردن بند این ناحیه قرارگرفته اند. تابستان مطبوع اینجا باعث شادی وفرح انسان می شود. اما پاییز اینجا هم دست کمی ازتابستان نداردو بطرزحیرت انگیزی زیباست.

رنگ طلایی بیشه زارهای درختان توس ودرخشش قرمزدرختان اشنگ، به صورت ظریفی درمیان برگ های تیره سوزنی همیشه سبزدرختان کاج وصنوبر، خودنمایی می کنند. بوی علف های پژمرده با عطرقارچ ها درهم می آمیزند. درجنگل های صنوبرصدها نوع قارچ خوراکی می روید. یافتن وچیدن قارچ ها بسیارمفرح وباعث روحیه وشادابی می شود. صخره های گرانیتی که شبیه مجسمه اند وبه دست مادرطبیعت ساخته شده، نوعی رازو نیرویی جاذب درخوددارند. کافی است کمی روی برگردانده وبه تخیل خویش میدان دهید، خواهیددیدکه گویی سنگ ها زنده می شوند. درجنگل صنوبر آثارفرهنگی مادی وجودندارد. درعوض، خودطبیعت تلفیقی است ازمناظرباشکوه کوهستانی، دریاچه های آبی رنگ با آب هایی همچون آیینه، جنگل های درختان برگ سوزنی و بیشه زارهای درختان پهن برگ که چشم اندازی منحصربفرد، زیبا وبی نظیربوجودآورده است. مدتها پیش بجای این منطقه کوهستانی جنگلی، دریایی بیکران وجودداشت. دراواخرعصریخبندان درنتیجه فعل وانفعالات کوه زایی، دریا ازمیان رفت و سیمای منطقه به صورت امروزی درآمد. باتاثیرآفتاب، باد و باران برصخره ها که همانند صفحات عظیم سنگی اند، تورفتگی ها، گودال ها و حفره ها برروی آنها ایجاد شدند و به آنها ظاهری اعجاب انگیز وزیبا داده اند. 

 

 

 

 

صخره ژومباکتاس 

دربخش شمالی دریاچه «باراوی» (اولیکول) درمیان کوه های «کوکشه» و «تمیرتائو» یک خلیج با تورفتگی زیاد وجوددارد. درمیان این خلیج یک جزیره سنگی باحالتی برافراشته وفرسایش یافته با لایه هایی ازجنس گرانیت هست. این صخره، «ژومباکتاس» (سنگ مرموز) نام دارد و جوانی با موهای رها دربادرا بیادمی آورد. شکل های صخره بستگی به تخیل و تصورانسان دارد. اگربه طرف دشت «آبلای خان» وکمی به سمت بالا برویم آنگاه صخره قیافه شخصیت کارتونی «چبوراشکو» را بیادمی آورد،  کمی دورترازتوقفگاه قایق ها، قیافه یک دخترجوان زیبادیده می شود، اگرآهسته درامتداد صخره پیش بروید، آنگاه قیافه دخترجوان تبدیل به قیافه یک پیرزن می شود، واگرازسمت استراحتگاه «اوکژتپس» به سمت صخره برویم، می توان پوزه یک حیوان مرموزرا دید. دریکی ازافسانه ها درمورد اوکژتپس گفته می شود که یک زن مغول مسخ شده است که ازقله اوکژتپس به پایین افتاده است. یکی دیگر ازافسانه های کمترذکرشده، بدین شرح است:

درزمان های بسیارقدیم یک ملاک ثروتمند وبانفوذ زندگی می کرده است. اوتعداد زیادی پسروفقط یک دختر داشت. این دختر، زیبا وبا وقارو نیزعاقل وکاردان بود. پدرومادربه اوبسیارعشق می ورزیدند. پدرش درنظرداشت که اورافقط به همسری یک خان یا قاضی دربیاورد. روزی مردی پرهیبت وسواربراسب، با چهره ای زیبا، صدایی خوب و مهارت درنواختن تاربه روستا می آید. پیروجوان با اشتیاق فراوان درمورد این میهمان وهنرهای اوصحبت میکردند. مرد سوار ودخترملاک یکدیگررا دیده و ازهمان نگاه اول عاشق یکدیگرشدند. اما بعیدبودکه ملاک با ازدواج آنها موافقت کند. زوج جوان که ازاین موضوع اطلاع داشتند، تصمیم می گیرند ازروستا فرارکرده وبه جایی بروندکه آنهاراپیدانکنند.دواسب را زین کرده ودرتاریکی ازروستا فرارکردند. روزها وشب های زیادی گذشت تااینکه آنها به این نتیجه رسیدندکه دیگرچیزی تهدیدشان نمی کند. آنها درنواحی «بورابای» بودند. درساحل دریاچه «اولیکول» ودرمیان سبزه های خوشبو چادری برپاکردند. مرد، قایقی ساخت وهردوسواربرآن شده وبرروی آب به حرکت درآمدند. سپس یک خلیج زیبا درشمال دریاچه دیدند و مدت زیادی درکناراین خلیج ودرزیرسایبانی ازدرختان توس و صنوبربه استراحت پرداختند. شایدتوقف طولانی آنهابدین علت بودکه خلیج دربیشترمواقع درسایه «بورابای» قرارمی گیرد ویا آب آن بقدری زلال است که کف خلیج ونیزآسمان بهاری آبی رنگ درآن دیده می شود.  اجداد ما این خلیج را«کوگیلدیر کولتیک» (خلیج آبی رنگ) می نامیدند.

 

عشاق جوان دراینجا قایق سواری می کردندو ازآب زلال آن و دسته های ماهی و قوهای فاخر لذت می بردند. آنان همانند یک جفت قو درکنارهم روزهای خوش ماه عسل را می گذراندند. دراین هنگام برادران بی وقفه به دنبال خواهرخودمی گشتند.  پدربسیارخشمگین بودوفکرمی کردکه دخترش با یک مردبیچاره بی نام ونشان که فقط یک اسب دارد، فرارکرده است. او نمی توانست آرام بگیردو می خواست که آنهاراپیداکنند. وی دستورات شدیدوبی رحمانه ای صادرکرده بود، یعنی کشتن مرداسب سوارو بازگرداندن دختر. روزها گذشت و سرانجام ماموران ملاک رد زوج فراری راپیداکرده وکم مانده بودآنان را بگیرند. زوج جوان ماموران جستجورا دیده و پس ازبرداشتن وسایلی مختصر، به طرف قایق دویدند. گروه تعقیب آنهاراازدست دادولی تصمیم به بازگشت نداشت. دستورات ملاک سخت وقطعی بودوآنهاشروع کردندبه تعقیب قربانیان خود. آنهاکه می دانستنداین زوج جوان اغلب به خلیج می روند، درآنجا زیرسایبان درختان به کمین نشستند. عشاق جوان به خطری که ازجانب دشمن تهدیدشان می کرد، شک نکردند.

یک روزآنها تانزدیک ساحل پیش آمدندوبرادران دخترجوان ازفرصت استفاده کردند. با پرتاب تیری که مستقیما به قلب مردجوان خورد، اوراازپای درآوردند. اوبه داخل دریاچه افتاد وباخون خودآب را رنگین کرد. دخترکه یارخودراازدست داده بود، خطاب به خورشیددرحال غروب کرده وازخدامی خواهدکه اورا به همراه قایقی که به دست معشوقش ساخته شده بود، به سنگ تبدیل کند. خداوند که غم بی پایان وعمیق اورامی بیند، خواهش اورااجابت می کند.

بعدها پدران ما این صخره را«ژومباکتاس» نام نهادند. وبه راستی که این صخره مرموزاست. اگر ازیک سوبه صخره نگریسته شود، شبیه قایق است، وازسوی دیگر شبیه دخترجوانی با موهای پراکنده درباد. واگرکمی ازآن ردشویم واززاویه دیگری بنگریم، آنگاه پیرزنی خمیده رامی بینیم. 

 

 

صخره اوکژتپس

 

صخره عظیم «اوکژتپس» (به معنی «تیربه آن نمی رسد») دارای ارتفاع حداکثر300 متر ازسطح دریاست. این صخره درکناردریاچه «اولیکول» (باراوی) واقع شده وباعث زیبایی گردیده است. براساس اطلاعات بدست آمده، بیش از 16 افسانه وداستان درمورداین صخره وجوددارد. شاعروشخصیت دولتی «ساکن سیفولین» درشعرمعروف خود «کوکشتائو»، به این منابع باروح وزنده هنروخلاقیت مردمی رجوع کرده و به آنهامعنی وگویش خاصی بخشیده است. شاعربزرگ ملت قزاق استادانه وباتبحرتوانست دقیق و بطرزنبوغ آمیزی ماهیت افسانه اوکژتپس را منتقل کند، بگونه ای که این افسانه با بیان تازه ای که توسط شاعربه آن داده شد، تبدیل به سنبل عشق و وفاداری، شرافت زنانه و شایستگی گردید. درمورداین صخره بیش ازهمه، سه افسانه درمیان مردم معروف است.

 

 

مترجم : عبدالرضا ناطقی

 
تجارت
فرهنگ و هنر
Copyright © 2011 , All rights reserved.
KaziranWebsite : www.kaziran.com :: www.kazinfo.ir :: Email : Info@kaziran.com
Designed and Developed By SheedGraphic Multimedia